برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود....
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
هیچوقت اینقد مصمم نبودم تا تموم بشه...مگه نمیگن انچه که برای خودت میپسندی برای بقیه و ....خب...پس برای هرچند نفرمون میپسندم...
اونام نخواستن...
من و سیس تشنه ی مرگیم.
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
ولی دیدم...هه...
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
که الهی
حتی یروزم
آب خوش از گلوتون پایین نره....
هه...
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
آهنگ که دیگه چیزی نیس...
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
هممم
آرایش میکنم میرم بیرون
در حد منفجر نسبت به قبل
هم نگاه نامحرم میکنم
تا هرچقد که دلم بخواد
هم به استاد پیام میدم
هم بهش میگم دوسش دارم خیلی...
هم به همکلاسیام خیره میشم
هم باشون حرف میزنم
هم اهنگ گوش میدم زیاد
هم حالم از این زندگی بهم میخوره
هم
هم
هم
هم
هم
یه عالمه هم دیگع ....
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
اگه اسمش زنده باشه... ✋
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی
ولی میگفتم با خودم که دیوونه شدم...توهمه..
سیس قبلا کسیو دیده بود شبیهش ...تو همینجا..ولی روشو برمیگردونه و سریع میره داخل....
خودش لو داد....بعد ماه ها...
و حالا فهمیدم که فاصله مون تنها به اندازه ی یه دیواره...
این همه مدت انقد بهمدیگه نزدیک بودیم....
تازه یه شب هممونو دیده...لعنت......
شاید دوشنبه برم ببینمش...شاید....
برچسب:
نویسنده: غزل شریفی